| نویسندگان | علیرضا مستغنی - مونا بلوری بزاز |
|---|---|
| نشریه | صفه |
| شماره صفحات | 5-18 |
| شماره مجلد | ۶۵ |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | ۱۳۹۸ |
| رتبه نشریه | علمی - پژوهشی |
| نوع نشریه | چاپی |
| کشور محل چاپ | ایران |
چکیده مقاله
فرم از مهمترین مفاهیم گفتمان امروزه معماری است. بهعلاوه، اندیشه و رویکردی با عنوان فرمالیسم هم در معماری هست که اساساً بر فرم اثر متمرکز است و به دیگر جنبههای معماری، مانند جنبههای عملکردی و سازهای و اجتماعی، کماعتناست. فرم مفهوم اصلی در تفکر فرمالیستی است، بااینحال مدلولهای بیشمار واژه فرم از یک سو، و فقدان تحقیقات منسجم درباره خاستگاه و ریشههای فلسفی و اندیشه فرمالیسم از سوی دیگر، مانع از فهم چیستی تفکر فرمالیسم در معماری و بخصوص نسبت آن با مفهوم فرم در معماری است. در این مقاله بعد از بررسی تفکر فرمالیسم در معماری، میکوشیم دریابیم که این تفکر با چه فهمی از فرم سروکار دارد، فرمالیسم را نه به مثابه رویکردی نزد معماران برای تصرف در جهان، بلکه به مثابه اندیشهای نزد دانشوران و منتقدان و نظریهپردازان که در کار شناخت و نقد معماری بودهاند، بررسی میکنیم و با این قصد به منابع تاریخی و نظری و نقد معماریای رجوع میکنیم، که در آنها به موضوع فرمالیسم و فرم در معماری پرداختهاند.
تفکر مبتنی بر فرمالیسم در معماری ریشه در جریان فرمالیسم هنری دارد و از نظریهها و آموزههای آن غنی و آکنده شده و تأثیر بسزایی در اندیشه نظریهپردازان و منتقدان و اهل حرفه معماری داشته است. در این مقاله بین سه نوع فرمالیسم تمایز قائل میشویم: اول، فرمالیسم به مثابه اندیشهای نزد دانشورانی که با رویکرد و نگاهی فرمالیستی به سخن گفتن در باب معماری و شناخت معماری پرداختهاند؛ دوم، فرمالیسم به مثابه شیوهای در تحلیل آثار معماری؛ و سوم، فرمالیسم به مثابه شیوهای در طراحی آثار معماری. تحقیق حاضر درباره فرمالیسم در حوزه معرفتی معماری است.