| نویسندگان | بهرام جلالی پور - نسرین کاظم پور |
|---|---|
| نشریه | فصلنامه تئاتر |
| شماره صفحات | 53-63 |
| شماره مجلد | ۹۴ |
| نوع مقاله | Full Paper |
| تاریخ انتشار | 1402-09-30 |
| رتبه نشریه | علمی - پژوهشی |
| نوع نشریه | چاپی |
| کشور محل چاپ | ایران |
چکیده مقاله
گنجینۀ ادبیات فارسی منبعی عظیم برای اقتباس و خلق آثار نمایشی به شمار میرود، و خمسۀ نظامی یکی از مهمترین و مستعدترین آثار در این گنجینه است. در بخش سهشنبهشب از هفتپیکر در گنبد سرخ داستان بانوی حصاری حکایت میشود. این داستان که پس از اقتباس توراندخت نامیده شده به دلیل جذابیت و برخورداری از عناصر داستان بارها مورد اقتباس نمایشی قرار گرفته است. اولین بار کارلو گوتزی نویسندۀ ایتالیایی در قرن هجدهم، اقتباسی به سبک کمدیا دلآرته از توراندخت انجام داد. سپس شیللر آلمانی به استقبال نمایش گوتزی رفت و توراندخت خود را نوشت و برتولت برشت نیز پس از سالها مطالعه بر روی فلسفۀ چین اقتباسی نمایشی از این اثر انجام داد. در ایران نیز رضا کرمرضایی داستان توراندخت را دستمایۀ اقتباسی به سبک تختحوضی قرار داده است. در این مقاله، با هدف تعیین جنبههای نمایشی داستان بانوی حصاری و بررسی نقش عوامل فرهنگی و زمانی در اقتباس از آثار کهن، داستان بانوی حصاری و چهار اقتباس نمایشی صورت گرفته از آن با توجه به نظریات هاچن و کارتمل بررسی شد. تحلیلِ فرمالیستی داستان بانوی حصاری نشان میدهد این منظومه، بسیاری از ابعاد و ویژگیهای نمایشی را داراست. همچنین مطابق با نظریۀ هاچن در تمام آثار اقتباسی مذکور تغییر درون رسانهای رخ داده است. در آثار گوتزی، شیللر و کرمرضایی، مضمون مورد نظر نظامی تکرار و تکریم شده درحالیکه در اثر برشت، مضمون اصلی زیرورو شده و وی با آن به مقابله برخاسته شده است. ضمن اینکه بر اساس دستهبندی کارتمل، میتوان گفت گوتزی، شیللر و کرمرضایی، شیوۀ انتقال و برشت شیوۀ تفسیر را در اقتباس از اثر مبدأ به کار بردهاند.